براساس متن برجام، کل فرآیند اجرایی مکانیسم ماشه حداکثر ۳۵روز طول میکشد مگر اینکه با توافق همه طرفها تمدید شود. با فعالسازی این مکانیسم، بازگشت کلیه تحریمهای سازمان ملل رخ میدهد. یعنی تحریمهای تسلیحاتی، تحریمهای موشکی، محدودیتهای هستهای و تحریمهای مالی و بانکی باز میگردد.
با این توصیف و در چنین شرایطی، راهبرد مناسب برای تأمین منافع ملی کشورمان چیست؟
پاسخ به این سوال میتواند با یک پیشنهاد عملیاتی همراه باشد. یکی از ایرادات بنیادین برجام که در همان زمان امضا هم مورد توجه کارشناسان قرار داشت، استثنا شدن ایران در میان اعضای NPT بود. یعنی مذاکرهکنندگان وقت متعهد شدند ایران تا زمانی که مدت زمان اجرای توافق هستهای به پایان نرسیده، با محدودیتهایی فراتر از آنچه در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای مطرح شده مواجه باشد. این مسأله از اساس دچار ایراد است چراکه ایران بهعنوان یک عضو رسمی آژانس که پیمان NPT را پذیرفته، مشغول انجام وظایف خود بود و انتظار میرفت از مزایای آن_ بهعنوان مثال غنیسازی بدون محدودیت تا درصدهای بالا_ نیز بهرهمند باشد. با این حال و طبق مفاد برجام، محدودیتهای گستردهای بر بخشهای مختلف صنعت هستهای کشورمان_ از غنیسازی تا بازرسی و از آب سنگین تا واردات تجهیزات_ اعمال شد. بهانه پذیرش این محدودیتهای فراقانونی و فراپادمانی از سوی ایران، بهرهمندی از امتیازانی نظیر تعلیق برخی تحریمها بود.
اعلام رسمی و اعمال عملیاتی پایان محدودیتهای برجامی از سوی ایران میتواند با رونمایی از نسل جدید سانتریفیوژها و ارتقای سطح غنیسازی کشورمان به بالاتر از ۶۰درصد ذیل NPT باشد. یعنی ایران دنبال خروج از این معاهده یا قطع همکاری با آژانس نیست اما بهدلیل اقدامات غیرقانونی طرف مقابل، نیازی به ادامه راهبرد همکاری داوطلبانه نمیبیند و خواهان برخورداری کامل از امتیازات عضویت در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای یعنی غنیسازی کامل بدون تحریمهای سازمان ملل است. این راهبرد میتواند مسیر تعامل با سازمانهای بینالمللی و همچنین طرف اروپایی در آینده را با حفظ منافع ملی ایران باز بگذارد؛ راهبردی که هم مسیر یکطرفه پیشین را خاتمه میدهد و هم دستاویز حقوقی برای ایجاد فضای انزوا علیه ایران در مجامع بینالمللی به طرف غربی نمیدهد.